بسم رب المهدی
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
خدایی به بزرگی خدا
در روزمرگی خودم به سر می بردم و روزگار را طی می کردم
با مشکلات دست و پنجه نرم می کردم و می جنگیدم
آن زمان که نمیشد تازه یاد خدایم می افتادم و می دیدم که چقدر بدبخت بودم که تازه یاد او افتادم
با خود گفتم ماه مبارک هم در راه است؛ می توانم مشکلاتم را به معشوقم بگویم
دیدم چقدر معشوقم بزرگ بزرگ بزرگ است که نعمت نفس کشیدن را هم به بنده اینچنینش داده
با خود می گفتم و می گفتم
رسید به آنجایی که دیدم خدای من خدایی به بزرگی خداست
آیا این رسمش است که خدایم را به حد مشکلم پایین بیاورم!!؟
دیدم که باز هم خدایم با من است
آری من خدایی به بزرگی خدای بزرگ دارم
من عاشق خدا هستم
یاعلی
::: چهارشنبه 5/7/85::: ساعت 5:2 صبح